شرم بي پايان ... !!

شرم بي پايان ... !!

چشمانت گريه داشت ، 


و من ،


کنار جاده ، 


آرام و بي صدا، 


سيگار مي کشيدم ...


اشک هاي تو را ،


قطره قطره ، 


بر پاي درخت ،


مي شنيدم ...


گريه هاي تو ،


پرواز داد ،


اندوه مرا ،


تا نهايت ملال ...


***


من اسير شده ام ، 


 و تو،


در اسارت بي منتهاي


قلب مني ... !؟


ح ب 


توهم


دوشنبه 


20


مهر


1394

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد